خانه / تبلیغ نوین / تحلیل بازی Chaos Rings II

تحلیل بازی Chaos Rings II

بسم الله الرحمن الرحیم

 

داروین، ناجی بشریت از دست خدا!

 954fb0ebf1d84fb921bfb0b6e045d57f_L

جنگ میان خیر و شر همواره سوژه ای مناسب برای خلق داستان های مختلف بوده و هست و تا به حال بر اساس آن، کتاب های داستان، فیلم های سینمایی، انیمیشن و بازی های رایانه ای مختلفی تولید و روانه بازار شده است. 

اما به تازگی نوع جدیدی از این جنگ دستمایه سوژه پردازی سازندگان بازی های رایانه ای قرار گرفته که در آن نیروهای خیر و شر به شکل خاصی تقسیم بندی شده اند. بدین صورت که در یک سو نیروهای خالق (Creator)- البته نه خداوند یکتا، بلکه موجودی که فقط قدرت خلق دارد! و همچون بشر میراست- و در سویی دیگر نیروهای نابودگر (Destroyer) قرار دارند! و بر سر تصاحب دنیا با هم می جنگند!!

 

البته چنین دیدگاهی بیشتر مختص بازی سازان ژاپنی بوده و کمتر در بازی های غربی شاهد چنین رویکردی هستیم. در این نوع بازی ها همه نوع توهینی به خداوند صورت می گیرد تا حدی که شخصیت اصلی بازی حتی اقدام به نابودی خدا هم می کند. شاید وجود چنین دیدگاهی به خاطر وجود خدایان متعدد در کشور ژاپن باشد، اما زمانی که می بینیم این گونه داستان ها با مفاهیمی از کتب مقدس (تورات و انجیل) همراه می شوند، دیگر نمی توان فرضیه وجود خدایان متعدد در ژاپن را ملاک دقیقی دانست و به طور حتم پروژه توهین به مقدسات است که موضوعیت می یابد. 

 

به عنوان نمونه مهمی از این نوع سوژه سازی، می توان به بازی Darksiders اشاره کرد که در آن نبرد میان خالق و نابودگر تم اصلی داستان بازی را تشکیل می داد و داستان بر اساس مکاشفه یوحنی نوشته شده بود. اما در میان بازی های مشهور و شناخته شده ای که از این تم داستانی خاص بهره می برند، مجموعه بازی مهمی وجود دارد که کمتر به آن ها توجه شده است.

مجموعه بازی های Chaos Rings که توسط شرکت بازی سازی اسکور انیکس (Square Enix) برای سیستم عامل های اندروید و IOS عرضه شدند، با ظاهر فانتزی و مفهوم کاملا مذهبی (البته از نوع تحریف شده)، یکی از مهمترین داستان های نبرد خیر و شر را در خود جای داده اند.

در ادامه به تحلیل و بررسی قسمت دوم این بازی (به علت مهم بودن سوژه آن) خواهم پرداخت.

 

داستان بازی:

 

In-Game-3

 

همه چیز با یک زلزله مهیب و مخرب آغاز می شود و داروین (Darwin)- شخصیت اصلی داستان- به همراه اورلاندو (Orlando)- دوست و فرمانده خود- که برای بررسی اوضاع وارد جنگلی شده اند به یکباره درون پورتالی از زمان گرفتار شده و به مکانی نامعلوم منتقل می شوند.

در آنجا ناگهان سلسله رویدادهای پیش بینی نشده ای رخ می دهد که برای همیشه سرنوشت داروین و زمین را دستخوش تغییر می کند. در این مکان ناگهان داروین تحت تاثیر نیرویی جادویی قرار گرفته و کنترل خود را از دست می دهد. اورلاندو برای نجات وی اقدام می کند، اما خود او هم توسط نیروی جادویی گرفتار شده و زمینگیر می شود. در این هنگام صدایی به داروین دستور قربانی کردن اورلاندو را می دهد، داروین ابتدا در برابر دستور مقاومت می کند اما به اجبار تسلیم شده و با ضربه ای کاری اورلاندو را به قتل می رساند.

 

اما مرگ اورلاندو پایان رویدادهای عجیب و غریب نیست و به یکباره او تغییر شکل و ماهیت داده و به صورت گرگی غول پیکر! ظاهره شده و جذب بدن داروین می شود!!

سپس صدایی داروین را خطاب قرار داده و او را منتخب (Nominator) معرفی می کند. داروین که از این رویدادها حسابی شکه شده، ناگهان از طریق پورتال زمانی به به قصری عجیب و غریب منتقل می شود و در آنجا با چهره بهت زده چهار شخصیت دیگر مواجه می شود، افرادی که ادعا می کنند شاهد قتل اورلاندو توسط داروین بوده اند!!

این افراد عبارت بودند از:

 

* لی هوا (Li Hua)، زنی چینی تبار، که بعدها مشخص می شود همسر غیر رسمی اورلاندو بوده و سابقا همراه او در نبردها مبارزه می کرده. همچنین او و اورلاندو صاحب فرزند پسری به نام ژیائو (Xiao) هستند.

 

Araki-va-orlando

 

* آراکی (Araki)، مبارز سامورائی و دشمن خونی اورلاندو در میدان نبرد. او به عنوان مزدور در نبردهای مختلف شرکت داشته و در آخرین نبرد خود علیه اورلاندو و لی هوا مبارزه کرده. 

* کانر (Conor)، پسر بچه ای از طبقه اشراف که داروین و اورلاندو زمانی به عنوان محافظان خصوصی او مشغول به خدمت بودند.

* ماری (Marie)، خواهر اورلاندو و دختر مورد علاقه داروین. پس از مرگ خانواده داروین و نقل مکان وی به خانه اورلاندو، این دو خواهر و برادر اعضای خانواده او محسوب می شدند.

 

همه با بهت و حیرت به داروین نگاه می کردند و خواستار توضیح رویداد میان وی و اورلاندو بودند. در این هنگام ناگهان سر و کله دختری عجیب و غریب به نام لشکا (Lessica) هم پیدا می شود. دختری که خود را خدمتکار فردی به نام باخ (Bachs) معرفی می کند. کسی که عامل انتقال همه آن ها به این مکان بوده است.

 

Bach

 

* با نگاهی به سایر ساخته های ژاپنی در می یابیم که ساخت شخصیت های مرموز که در نقش های مثبت و منفی ظاهر می شوند، آن هم با لباس رسمی امروزی (کت، شلوار، کلاه و عینک) نکته جدیدی نیست و ساخت چنین شخصیت هایی سابقه ای طولانی دارد. 

شخصیت هایی مانند:

 

Roger-Bacon

 

راجر بیکان (Roger Bacon) در بازی  ‎Shadow Hearts

 

Jubileus

 

جوبیلیوس (Jubilius) و بالدر (Balder) در بازیBayonetta

 

Balder

 

فورتین براس (Fortinbras) در بازی Onimusha 3

 

Fortinbras

 

شخصیت The Dark Gentleman در بازی Clock Tower 3 نمونه هایی از این نوع نگاه هستند. دیدگاهی که شخصیت باخ هم بر همان اساس طراحی شده است. (توجه کنید که برخی از این شخصیت ها در نقش خالق و یا شیطان در بازی ها حضور دارند.)

 

clock tower

 

با حضور باخ داستان وارد مرحله جدید می شود؛ او خود را نماینده موجودی به نام خالق! معرفی کرده و توضیح می دهد که علت وقوع این سلسله حوادث، رهایی موجودی به نام نابودگر از بند است.

وی توضیح می دهد که نابودگر قصد نابودی زمین (محل زندگی و حکمرانی خالق!!!) را دارد و آن ها باید برای نجات ساکنان زمین و تاج و تخت خالق! خیلی سریع دست به کار شوند. باخ همچنین توضیح می دهد که خالق با استفاده از قدرت خود، زمان را برای مدت محدودی متوقف کرده تا با این کار فرصتی را در اختیار تیم منتخب مبارز خود قرار دهد. 

 

Lessca

 

او افراد حاضر در قصر را برگزیده های خالق معرفی می کند و از آن ها می خواهد تحت فرمان فرد منتخب (داروین) برای به بند کشیدن نابودگر هرچه سریعتر اقدام کنند. باخ، اورلاندو را اولین منتخب خالق نام می برد که بنا به صلاح دید او قربانی شده و داروین جایگزین وی شده است. حال افراد گروه باید زیر نظر داروین به مناطق مشخصی که ستون های ثبات جهان در آنجا قرار دارند بروند و همانند اورلاندو توسط وی قربانی شده و ثبات ستون ها را به آن ها بازگردانند. با این کار نابودگر در قفس خود گرفتار شده و جهان از شر وی رهایی می یابد. 

 

Israfel

 

در ابتدا داروین و افراد گروه با این دستور مخالفت می کنند، اما با واکنش تند و شدید باخ و دستیار محافظ او (موجودی شبیه به توصیف فرشتگان- خصوصا اسرافیل) مواجه شده و به ناچار دستور خالق را می پذیرند. لشکا هم در انجام این ماموریت آن ها را یاری کرده و همانند یک پشتیبان قوی و ماورایی عمل می کند. 

داروین به همراه تیم خود وارد عملیات می شوند و برای به دست آوردن گوی هایی که کلید ورود به محل قرار گرفتن ستون هاست اقدام می کنند. اما آن ها در این راه با خطرات جدی ای مواجه می شوند، یکی از جدی ترین خطرهایی که تیم را تهدید می کند، درگیری آن ها با چهار هیولا به نام های چهار سوار آخرالزمان (The Four Horsemen) است!

 

Chahar-Savar--3

 

این چهار سوار عبارتند از:

 

Chahar-Savar-1

 

پیروزی (Conquest)، جنگ (War)

 

Chahar-Savar-2

 

قحطی (Famine) و مرگ (Death) 

 

آن ها خود را خدمتکاران نابودگر معرفی کرده و در چند مرحله با داروین و افرادش وارد جنگ می شوند، اما هربار شکست خورده و مجبور به عقب نشینی می شوند. سرانجام پس از کشمکش های زیاد، داروین آماده انجام ماموریت نهایی خود می شود؛ او تک تک افراد گروه را به قربانگاه برده و با دست خود آن ها را قربانی می کند!

 

ghorbani-kardane-Canner

 

صحنه قربانی کردن این افراد که به اجبار بازیکن مجبور به انجام آن است، یکی از تاثیرگذارترین صحنه های بازی به شمار می رود. خصوصا صحنه قربانی کردن کانر، که پسر بچه ای کم سن و سال است و از مرگ به شدت وحشت دارد.

پس از قربانی کردن سه عضو گروه، نوبت به قربانی کردن عشق داروین، یعنی ماری می رسد.

درواقع داروین با انجام این مراسم پنج خصلت معصومیت (کانر)، نفرت (آراکی)، همدلی (لی هوان)، دوستی (اورلاندو) و عشق (ماری) را قربانی می کند. 

داروین از قربانی کردن ماری سر باز می زند، اما با اخطار جدی باخ مواجه شده و او ماری را به گونه ای زخمی می کند که امیدی به بهبود وی نباشد. باخ، داروین را در شرایطی قرار می دهد تا پیش از مرگ ماری و هدر رفتن خون سایر اعضای گروه وی را نیز قربانی نماید. 

 

ghorbani-kardane-Marie

 

داروین علی رقم میل باطنی خود، سرانجام ماری را نیز قربانی کرده و پنج ستون را احیا می کند. سپس آماده انجام ماموریت نهایی خود می شود. 

اما مرگ ماری تاثیر زیادی روی لشکا گذاشته و او را در انجام دستورات باخ دچار تردید می کند (لازم به ذکر است که لشکا رابطه صمیمی با ماری برقرار می کند). لشکا پیش از اجرای آخرین دستور، به دور از چشم باخ، با داروین ملاقات کرده و از وی سوال می کند که:

 

– آیا حاضر است دنیا را قربانی کند و در ازای آن یارانش را به زندگی بازگرداند، یا ماموریتش را ادامه می دهد؟

در اینجا بازیکن دو انتخاب دارد: 

 

۱- اگر به ماموریتش ادامه دهد: 

آنوقت داروین به همراه لشکا به محل ویژه ای وارد می شوند و در آنجا با دستور باخ، لشکا وی را به قتل رسانده (یک مرگ ساختگی!!) و یکبار دیگر توسط باخ به زندگی باز می گردد. سپس روح او توسط باخ مسخ شده و به همراه چهار سوار آخرالزمان به زمین فرستاده می شود تا به عنوان پیامبر!!! در ابتدا زمین را نابود کرده و سپس با دمیده شدن هفتمین شیپور، دوباره زمین را از نو بازسازی کرده و با خلق بهشتی جدید! مردم را به پرستش وی دعوت کند!!

 

Bach-book

 

۲- اگر دنیا را قربانی بازگشت یارانش کند:

در این صورت مشخص می شود که باخ درواقع همان خالق است که خود را با ظاهری مبدل به عنوان باخ معرفی کرده است. نام حقیقی وی آمون (Amon) است و انجام مراسم قربانی برای تقویت پایه های قدرت وی بوده است. مشخص می شود که آزادی نابودگر و بحران موجود در دنیا درواقع توطئه ای از طرف وی بوده تا بتواند به این ترتیب انسان ها را به عبادت خویش متقاعد نماید!

در این حالت آمون در ابتدا همه افراد گروه را شکست می دهد، اما با دخالت لشکا اوضاع تغییر می کند.

 

Tamarode-lessca

 

او خود را واسط میان اعضای گروه و آمون قرار داده و با توجه به این که آمون برای خلق وی بخشی از وجودش را در او دمیده (او خود را فرزند خالق می نامد. توجه داشته باشید که همانند کفار دوران جاهلیت در این داستان هم فرشته ها فرزندان خدا و با جنسیت زن نمایش داده می شوند) از داروین تقاضا می کند که با حمله به وی، درواقع به بخشی از وجود آمون ضربه زده و او را شکست دهد. 

در این بخش صحبت های لشکا با اعضای گروه هم در نوع خود جالب و قابل تامل است:

 

Lessca-True-Form

 

– از سالیان دور… از گذشته های نامعلوم… من همواره شاهد انجام مراسم قربانی روی این مقتل (منظور زمین است) بودم. عده ای برای خانواده خود قربانی شدند، عده ای برای سرزمینشان، عده ای برای معشوق خود و عده ای هم برای دشمنانشان. در همه موارد آن ها بر این باور بودند که کار مقدسی انجام می دهند و معتقد بودند که با این کار از آنچه نیاز به محافظت داشت، مراقبت می کنند. من التماس می کنم، التماس می کنم… این دور باطل را نابود کنید و به زندگی بشر رنگ و بوی تازه ای ببخشید. 

 

Creator

 

پس از شکست لشکا، خالق با چهره اصلی خود ظاهر می شود. داروین با او وارد نبرد می شود، اما به شدت شکست می خورد.

 

Amon-2

 

درست در آخرین لحظات، زمانی که تصور می شد دیگر امیدی به شکست وی وجود ندارد، ناگهان روح نابودگر- (نام واقعی نابودگر نرون (Neron) است و زیر دست موجودی به نام آبدان (Abaddon) معرفی می شود. موجودی شبیه به اژدها که در ابتدای بازی داروین با او مبارزه می کند. طبق داستان نرون دشمن اصلی خالق و اصلی ترین زیر دست او، یعنی چشم جهان بین (The All-Seeing Eye) است! و قصد دارد با تسلط بر زمین، زمینه رهایی آبدان از تبعیدگاهش و تسلط وی بر بشریت را فراهم نماید)- وارد بدن داروین می شود و قدرت خداکشی را در وجود او بیدار می کند!! (جالب است که تنها در این قسمت از بازی از خدا هم نامی به میان می آید، جایی که قرار است خدا کشته شود!)

 

Abbadon

 

داروین با آمون درگیر شده و نهایتا او را شکست می دهد. با شکست خالق، همه هیولاها از روی زمین محو می شوند، زمان دوباره به حرکت درآمده و آرامش به زمین باز می گردد. 

 

Amon-1

 

پس از این ماجرا به خواست داروین همه افراد گروه قصر خالق را ترک کرده و داروین باقی می ماند. او به علت این که روح نرون را در وجود خود دارد تصمیم می گیرد که به زمین باز نگردد تا یکبار دیگر مشکلی برای بشریت ایجاد شود (البته اینبار به دست نرون) و با این کار خود را قربانی می کند. اما سرانجام به کمک روح لشکا زنده شده و دوباره به زمین باز می گردد. 

 

و اما برخی نکات مهم موجود در این بازی:

همانطور که مشاهده کردید در این داستان نگاه بودیست با نگاه توراتی و انجیلی و حتی نگاه کفرآمیز و شیطانی یکجا جمع شده است و ملقمه ای از ایدئولوژی آسیای شرقی را به تصویر می کشد. 

نویسنده داستان تا حد ممکن از بردن نام خداوند ابا داشته و تنها در جایی که کار به نابودی خالق می رسد، از واژه “خدا کش” استفاده می کند. این موضوع بیانگر این حقیقت است که درواقع نظر نویسنده از خالق، همان خداوند یکتا بوده است، در غیر این صورت چرا از واژه “خالق کش” برای ضربه نهایی داروین استفاده نشده است؟

 

God-Slayer

 

نکته بعدی درمورد شخصیت اصلی بازی، یعنی داروین است. استفاده از این نام و سپس معرفی او به عنوان پیامبر نوین بشریت هم بسیار قابل تامل است. با دقت در این موضوع به راحتی می توان دریافت که نگاه خالق و نابودگر هم از دیدگاه داروینی به موضوع آفرینش شکل گرفته که در این دیدگاه خداوند هیچ جایگاهی نداشته و ابتدای خلقت اتفاقی و ادامه آن انتخابی ذکر می شود. 

 

In-Game-1

 

جالب است که این بازی داروین را ناجی بشریت و پیامبر جدیدی که پس از رستاخیز برای هدایت نهایی بشر رجعت می کند معرفی می نماید. یعنی به نوعی او را معادل حضرت مسیح قرار داده و ایده آل خود را اینگونه به تصویر می کشد. این نوع نگاه از مکاشفه یوحنا شکل گرفته است. 

بخشی که در آن به شیپور هفتم و خلقت دوباره اشاره می شود هم مستقیما از مکاشفه یوحنا الهام گرفته شده است. حتی وجود چهار سوار آخرالزمان هم به این بخش از انجیل اشاره دارد. 

به این بخش از کتاب مکاشفه توجه کنید:

 

Israfel-2

 

– آنگاه فرشتۀ هفتم شیپورش را به‌صدا در‌آورد؛ و ناگهان صداهایی بلند در آسمان پیچید که می‌گفت:

«حکومت جهان، از آنِ خداوند ما و مسیح او شده است.

و او تا ابد حکم خواهد راند.» (اسامی خداوند ما و مسیح او را با باخ و داروین تعویض کنید تا موضوع برای شما روشن شود)

و آن بیست و چهار پیر که در پیشگاه خدا بر تخت می‌نشینند، روی بر خاک نهادند و خدا را نیایش کرده،گفتند:

«تو را سپاس می‌گوییم ای خداوند، خدای قادر مطلق، ای آن که هستی و بودی. زیرا که قدرت عظیم خود را به‌دست گرفته‌ای و سلطنت آغاز کرده‌ای. قوم ها خشمگین بودند و اینک زمان خشم تو فرارسیده است، زمان آن رسیده که مردگان داوری شوند و خادمان تو، انبیا، پاداش بگیرند. هم مقدّسان و هم آنان که حرمت نام تو را نگاه می‌دارند، از خُرد و بزرگ و کسانی که زمین را به نابودی کشانده‌اند نابود گردند.»

آنگاه معبد خدا در آسمان گشوده شد؛ و صندوق عهد او در درون معبد مشهود افتاد؛ و ناگهان برقِ آذرخش بود که برمی‌خاست و بانگ و غوغا بود و غرّشِ رعد بود که به‌گوش می‌رسید و زمین‌لرزه بود و تگرگِ بی‌امان بود که پدید می‌آمد…

 

Arshe-Khoda

 

در قسمت آخر این متن به معبد خدا اشاره شده است. شما می توانید این معبد را نیز در این بازی مشاهده کنید. مکانی که به قصر باخ معروف است و مبارزان در آن قرار دارند کنایه ای از معبد خداست که سرانجام توسط داروین نابود می شود!!

 

نکته بعدی درمورد استفاده از نام آمون به عنوان نام حقیقی خداوند است. حال ببینیم که آمون کیست؟

آمون، از خدایان مصر باستان و خدای محلی تبس، معادل زئوس در یونان و یوپیتر رومیان است. آمون یا آمین(أمون-رع )، یکی از مهم‌ترین خدایان مصرباستان بود و به عنوان خالق، حاکم، خدای حاصل خیزی و خدای خورشید شناخته می شد. آمون را با قرص خورشید و دو آرایه بلند پر بر تاج در مصر باستان به نمایش در می آوردند. در بعضی از تصاویر او را به شکل مردی به صورت برانگیخته با پوست تیره و آراسته به پرهای بلند به تصویر در آمده است. این خدا در بعضی از تصاویر به شکل قوچ کشیده شده است. 

 

In-Game-2

 

قربانی کردن برای آمون

در معبدهای آمون،کاهنان با سرهای تاس و لباس سفید خارج از معبد قربانیان خود را ذبح می کردند. آنان گاو سفیدی که در بین شاخ‌های آن مهری که نشان دهنده‌ی سفیدی خالص گاو است را ذبح می‌کردند.

در مصر باستان، رسم بر آن بود که زیباترین دختران خانواده های اشرافی را برای آمون نذر کنند.‎ این زنان در معبد کرنک در ظاهر به عنوان کنیزکان و در حقیقت اسباب عیش و عشرت کاهنان بودند.‎ 

موضوع زمانی جالب تر می شود که می فهمیم اصلی ترین زیر دست او، چشم جهان بین (The All-Seeing Eye) نام دارد! حالا متوجه ماهیت اصلی خدای درون این بازی شدید؟ با توجه به این نکته به نظر شما کدام تفکر است که چنین خدایی را خالق جهان می داند و از او تقدیر می کند؟

 

In-Game-5

 

حال ببینیم که دشمن این خدا کیست و چرا نام او نرون است؟

نرون یکی از بی رحم ترین و خونخوارترین امپراتوران تاریخ و خواهرزاده کالیگولای وحشی بود. برای نرون پادشاهی و قدرت از چنان اهمیتی برخوردار بود که به خاطر آن حتی مادر و همسران خود را نیز کشت. نرون مخالف بسیار سرسختی برای مسیحیان بود تا جایی که شهر رم را به آتش کشید تا آنها را مقصر جلوه دهد. در این آتش سوزی تمام شهر رم از بین رفته و صدها هزار نفر از مردم بی گناه در آتش سوختند یا تمام زندگی خود را از دست دادند.

 

Neron

 

در این زمان نرون به بالای تپه ای رفته و با نواختن چنگ، آتشی که برپا کرده بود را تماشا می کرد. پس از خاموش شدن آتش، نرون کاخ جدیدی ساخت و هر روز عده ای از مردم را به بهانه دست داشتن در این آتش افروزی دستگیر و آنها را زنده زنده جلوی حیوانات انداخته یا در آتش می سوزاند. پس از مدتی مردم دیگر طاقت نیاورده و علیه او شورش کردند که این شورش با خودکشی نرون پایان یافت.

 

Sotoone-Ghorbani

 

اما این همه موضوع درمورد نرون نیست. بزرگان، رهبران، پادشاهان و مفسّران مسیحی هرگاه با کسی اختلاف پیدا می‌نمودند آن را دجّال (ضدّ مسیح) می‌نامیدند از جمله: نرون، قیصر آزاردهندة مسیحیان، ترکیب عبری آن نرون قسر به حروف ابجد معادل ۶۶۶ است.

 

همانطور که دیدید درون بازی درواقع دشمنی برای خالق وجود نداشت و این توهمی بود که خود خالق به آن دامن زده بود. با این تفاسیر به وضوح مشخص می شود که دشمن خالق هم درواقع خود اوست که با نام مستعار دیگری به نام نرون خودش را معرفی می کند. 

 

Donyaye-Mabein

 

از دیگر نکات مهم موجود در این بازی می توان به این نکات اشاره کرد:

نسبت دادن فرزند به خداوند، نسبت دادن قساوت بیش از حد به وی، انگ بازیچه قرار دادن و استفاده ابزاری از بشریت برای نیل به خواسته های شخصی خود، ایجاد این باور در مخاطب که خداوند برای کسب اعتبار و قدرت نیاز مبرم به پرستیده شدن از طرف انسان ها دارد، تلقین باور میرا بودن خداوند، ایجاد شبهه در سعادتمندی شهدا؛ که در این مطلب آخر شهادت عملی بسیار بیهوده تلقی شده که هیچ ارزش معنوی ای در پی ندارد!

 

یادمان باشد از کنار هیچ چیز ساده عبور نکنیم…

 

منبع : vgpostmortem.ir

Print Friendly
بسم الله الرحمن الرحیم   داروین، ناجی بشریت از دست خدا!   جنگ میان خیر و شر همواره سوژه ای مناسب برای خلق داستان های مختلف بوده و هست و تا به حال بر اساس آن، کتاب های داستان، فیلم های سینمایی، انیمیشن و بازی های رایانه ای مختلفی تولید…

نقد و بررسی

امتیاز این مطلب - ۴۴%

۴۴%

User Rating: Be the first one !
44
Processing your request, Please wait....

درباره ی محمدرضا محمودی

محمدرضا محمودی
طلبه ی سطح 4 حوزه هستم و بسیار علاقه مند به تبلیغ در فضای مجازی میباشم . هدف این پایگاه تولید و بازنشر مطالب ناب تبلیغی میباشد

همچنین ببینید

6568_orig

پرده خوانی شهدا- روایتگران نور

با سلام و خسته نباشید  پرده خوانی مذکور از جمله پرده خوانی های مطرح در ...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.